مدل های ارتباطی
مدل هارولد لس ول
لس ول[1] در هرفرایند ارتباطی، شش عنصر: 1- فرستنده یا منبع پیام، 2- گیرنده یا مخاطب، 3- پیام، 4- رسانه یا کانال، 5- شرایط و 6- تاثیر، را به گونه ای غیر سیستمی مشخص می سازد. وی در سال 1948 نظرات خود در مورد فرایندهای ارتباطی را در قالب شش پرسش زیر مطرح می کند به عبارتی دیگر، وی می گوید که ما برای درک و شناسایی هر جریان ارتباطی، باید در پی یافتن پاسخ این شش پرسش باشیم.
1. چه کسی؟ به بیاني فرستنده کیست؟
2. به چه کسی؟ به بیاني گیرنده کیست؟
3. از چه طریقی؟ بی بیاني رسانه ارتباطی یا وسیله ی انتقال پیام چیست؟
4. چه می گوید؟ به بیاني چه پیامی ارسال می شود؟
5. در چه شرایطی؟ به بیاني ارتباط در چه شرایط زمانی، مکانی، روانی و ... برقرار می شود؟
6. با چه تاثیری؟ به بیاني اثر و نتیجه ی جریان ارتباطی چیست؟
این مدلها برای موقعیت های آموزشی مناسب است، اما چند اشکال اساسی در آن به چشم می خورد از جمله این که:
1. برخی از عناصر مهم ارتباط نظیر اهداف، موانع و باز خورد در آن مورد توجه قرار نگرفته اند.
2. به ارتباط، به عنوان جریانی یک طرفه و یکسویه نگریسته شده است.
مدل شانون و ویور
دوتن از کارکنان آزمایشگاه های شرکت تلفن بل آمریکا، به نام کلود شانون و وارن ویور[2] در سال1949، مدلی خطی را درباره ی چگونگی فرایند ارتباط ارایه دادند که بیشتر مناسب ارتباط های الکترونیکی است. در این مدل، منبع پیام یا فرستنده، پیام خود را که مثلاً توسط علائم و کدهای زبان فارسی رمزگذاری شده از طریق یک کانال به سوی مخاطبی فارسی زبان، که می تواند این علائم را رمز خوانی کند، ارسال می کند. ممکن است در مواردی یک مانع یا پارازیت با ایجاد اختلال در مسیر، مانع از رسیدن پیام فرستنده به گیرنده شود. در این مدل نیز به برخی از عناصر مهم ارتباط نظیر هدف و بازخورد اشاره ای نشده است و مانند مدلهای ارسطو و لس ول، به ارتباط با نگاهی غیر سیستمی نگریسته شده و ارتباط جریانی یکطرفه معرفی شده است (امير تيموري،1387).
مدل ایندیانا[3]
در مدل ایندیانا که یک مدل سیستمی است، طرح پیام با استفاده از خواص سیستم صورت می گیرد که بارزترین آنها شروع طراحی پیام با هدف و پایان آن با تعیین چگونگی ارزیابی پس از ارائه پیام است. (احدیان 1387) .
[1] - Lasswell
[2] - Schannon & Weaver
[3] - Indiana
دوستان عزیز