معلمان را مي توان به دو دسته بزرگ تقسيم كرد:

×  دسته اول : آنها كه تكنولوژي حرفه شان را نياموخته اند يا نشناخته اند. اين دسته از معلمان  به  « معلمان سنتي » يا  « معلمان غير حرفه اي » مشهورند. معلمان سنتي يا غير حرفه اي دو ويژگي بارز دارند: 1- حافظه گرا هستند.   2- شيوه هاي معلم مداري دارند.

حافظه گرايي: معلمان حافظه گرا شاگردان خود را به« دستگاه ضبط صوت »  يا«بانك اطلاعات» تبديل مي كنند. معيار سنجش  پيشرفت  دانش آموزان از ديدگاه معلمان حافظه گرا توان و قدرت « حافظه » آنها است. شعار اين معلمان اين است كه هر قدر دانش آموزان بيشتر حفظ كنند،بيشتر مي دانند و برجسته هستند.

معلم مداري : اين معلمان شيفته ي روش سخنراني هستند. ممكن است ابزار و وسايلي را هم به خدمت بگيرند، اما با بهره گيري از ابزار، همان  سنت اصلي را به دنبال مي كنند.

×  دسته دوم : آنان كه تكنولوژي حرفه ي خود را آموخته اند يا شناخته ا اند. اين دسته از معلمان « معلمان حرفه اي » يا « معلمان هنرمند » هستند. معلمان حرفه اي يا هنرمند نيز دو ويژگي  آشكار دارند: 1- عمل گرا هستند.          2- شيوه هاي شاگرد مداري دارند.

عمل گرايي: معلمان عمل گرا شاگردان خود را به كار و عمل وا مي دارند. به تجربه هاي عملي و ادراكات ذهني آنها بها مي دهند و از اين طريق استعداد ها را كشف مي كنند و واسطه مي شوند تا خلاقيتهاي ذهني كودكان و نوجوانان بروز كنند.

شاگرد مداري : اينها شيفته ي خودكوشيها و خود جوشيهاي شاگردان خويش هستند. اين معلمان از همه  ابزارها و وسايل ياددهي – يادگيري كه در اختيار دارند، استفاده مي كنند. آنها را در اختيار يادگيرندگان مي گذارند تا خود به كار و تلاش بپردازند و رازها را كشف كنند(رؤوف،1382).