در نگرش جديد آموزشي، شناخت ويژگيهاي كودك، تحقيق و بررسي مسايل آموزشي، كشف    راه حلهاي تازه، توسعه امكانات آموزش فردي و چگونگي فعال كردن او از اهميت خاصي برخوردار است.

در اين جريان جديد فكري، برخي نوآوريهاي آموزشي كه مورد توجه قرار گرفته، عبارتند از:

1-  اجتناب از روش آموزش مستقيم به وسيله معلم و گرايش به روش يادگيري، به وسيله خود دانش آموز، به عنوان بازده كليدي آموزش.

2-    دوري از روش آموزش يكنواخت و گرايش به سوي آموزش فعال.

در آموزش جديد، پيدا كردن راههاي جديد و پويا در برابر روشهاي آموزشي و يكنواخت سنتي، ضروري است. راههايي كه تا كنون در اين زمينه پيشنهاد شده و مورد تاييد قرار گرفته، عبارتند از:

-        تشكيل گرههاي كوچك آموزشي، با توجه به تواناييهاي مختلف دانش آموزان.

-        آموزش از طريق همشاگردان.

-        درگير كردن دانش آموزان با مسايلي كه خود بايد مطالعه كنند.

-        فراهم كردن فرصتها و برنامه هاي خارج از آموزش مدرسه اي.

-        بهره گيري از امكانات جامعه به عنوان مركز منابع و كانون فعاليت هاي مناسب براي يادگيري.

3-  دوري از نگرشي كه دانش آموز را جزيي از گروه دانش آموزان تلقي مي كند و گرايش به سوي نگرشي كه در آن هر دانش آموز، يك فرد و «شخصيت مستقل با همه تواناييها و ضعف ها»ست و فراهم كردن امكانات «ياد گيري مستقل و فردي».

4-  دوري از آموزش دسته جمعي به روش سمعي وبصري و گرايش به سوي تهيه و توليد مواد آموزشي براي« مطالعه و يادگيري مستقل».

آنچه دانش آموز بايد ضرورتاً انجام دهد، اين است كه بداند چه چيزي را بايد ياد بگيرد.در اين حالت او با آگاهي و تمايلات خود با استفاده از انواع منابع و مواد آموزشي موجود، به قصد ياد گيري فعاليت خواهد كرد. لزوم تهيه انواع مواد آموزشي به اين سبب است كه اين وسايل به دو طريق به دانش آموزان در فعاليت هاي ياد گيري كمك خواهد كرد:

الف – چون روشهاي يادگيري مختلف است، دانش آموز به سراغ وسيله اي مي رود كه براساس روش يادگيري مورد علاقه او تهيه شده است.

ب – وسايل و منابع آموزشي معين، براي مطالب و موضوعهاي خاصي مناسب است. برخي از اين وسايل به منظور تسهيل تدريس و برخي براي آموزش فردي دانش آموزان تهيه شده است.

5-    گرايش به تضمين بيشتر يادگيري، به ويژه هنگامي كه آموزش براساس روش«آموزش برنامه اي» جريان درد.

در سيستم سنتي و مرسوم، در زمينه تغيير چهارچوب آموزشي، روشهاي برنامه ريزي درسي و تنظيم طرح درس، كارايي چنداني ندارد و نتايج آن بسيار محدود است. از اين رو، به منظور تسهيل يادگيري، تنظيم يك برنامه آموزشي جامع و كلي و هماهنگ، به گونه اي كه تمام اجزاء و عوامل آموزشي، مرتبط با هم طراحي شوند، بسيار ضروري است.

نگرش كلي و سيستماتيك به برنامه ريزي درسي و فعاليت هاي آموزشي از ويژگيهاي سيستم جديد آموزشي است(روش تكنولوژي آموزشي)؛ در اين سيستم، نتايج فرايند تدريس – يادگيري براساس هدفهاي آموزشي مشخص و صريح كه از پيش تهيه و تدوين شده، مورد  ارزشيابي قرار مي گيرد ودانش آموزان زماني در امر يادگيري موفق است كه فعاليت هاي آموزشي را منظم و مرحله به مرحله انجام دهد و عملاً به هدفهاي تعيين شده نايل گردد.

امروزه، اغلب كشورها براي مبارزه با مشكلات آموزشي و تربيت معلمان ماهر، از تكنولوژي آموزشي بيشترين استفاده را مي برند (يغما،1384).